پيرزني فرسوده از درد زايمان، بررسي فرجام يک ماه مقاومت برابر اسرائيل
محمدجعفر جوادی نوبندگانی
حزبالله لبنان و اسرائیل یک ماه است که سرگرم جنگ هستند و به رغم تصویب قطعنامه آتشبس شورای امنیت در شب گذشته، هنوز این امر محقق نشده است. در مورد این جنگ، مطالب بسیاری گفته یا نوشته شده، اما عنایت به ویژگیهای این نبرد کمتر مطرح بوده و بیشتر به آغازگر آن یا تلاشهای سیاسی مربوط به این رویداد توجه شده است.
به نظر میرسد اکنون فرصت مناسبی برای بررسی ویژگیهای کمنظیر این نبرد است:
الف) این نخستین بار در طول تاریخ رژیم اسرائیل است که این رژیم با چنین جنگ طولانیمدتی روبهرو شده است.
ب) این جنگ از سوی حزبالله نه منظم است و نه نامنظم. در اینکه از نظر نظامی منظم و کلاسیک نیست، تردیدی نیست، اما مشخصههای جنگ نامنظم را هم ندارد.
از لحاظ اصول جنگهای نامنظم، وظیفه چریک دفاع از زمین نیست، ولی حزبالله به رغم نداشتن آتش هوایی و توپخانه زرهی و همچنین فقدان تجهیزات مهندسی، از زمین هم به شکل قابل قبولی در برابر یک ارتش منظم که همه گونه آتش و امکانات مهندسی دارد، دفاع میکند.
ج) در حالی که حزبالله با روش چریکی و نامنظم میجنگد، در برخی از صحنههای نبرد، رفتاری از خود نشان میدهد که بیشتر ارتشهای کلاسیک عرب و منطقه، نمیتوانند انجام دهند. زدن دو ناوچه و ناوشکن اسرائیلی، کاری بسیار شایسته از سوی رزمندگان حزبالله بود.
نخست رژیم اسرائیل تلاش کرد انجام این کارها را به پاسداران ایرانی نسبت دهد که با ادامه نبرد و روشنتر شدن عرصه درگیری، دروغ بودن این شایعه آشکار شد.
د) ارتش اسرائیل در ده روز نخست، همه هدفهای موجود در لبنان، اعم از پلها، پمپبنزینها، جادهها، ساختمانهای مربوط به حزبالله و... را در هم کوبید و بیش از یک میلیون نفر را آواره کرد، به این امید که حجم زیاد ویرانیها، روحیه حزبالله و مردم لبنان را در هم شکند، اما این خرابکاریها نتیجه عکس داد. مردم آواره، صمیمانهتر از گذشته از فرزندان خود در جبههها حمایت کردند و رزمندگان نیز عاشوراییتر جنگیدند.
ه) از عجایب این جنگ این است که امروز ارتش اسرائیل با حمایت آشکار آمریکا و انگلیس و پشتیبانی پنهانی کشورهایی چون روسیه و بعضی دولتهای عربی، همهگونه تسلیحات و نیرو برای جنگیدن دارد، اما هدفی در لبنان وجود ندارد که مورد حمله قرار دهد؛ یعنی بحران هدفیابی گریبان ارتش اسرائیل را گرفته است.
و) ارتش اسرائیل با حمایت اروپا و آمریکا دارای چهار برتری نظامی در منطقه است؛ برتری هوایی، زرهی، دریایی و نیرویی کماندویی و ویژه.
در همه جنگهای اسرائیل و اعراب، نخست نیروی هوایی اسرائیل اهداف مورد نظر را در هم کوبیده، سپس واحدهای زرهی و مکانیزه به طرف عمق خاک حریف به حرکت درآمده، نیروهای کماندویی و ویژه از زمین و هوا، خود را به اهداف تعیینشده رسانده و با نیروی دریایی محاصره و آتشباری کردهاند.
اما در نبرد جاری، پس از یک ماه همه این تواناییها یا بیخاصیت شده و یا کماثر. حرکت زرهی و مکانیزه دشمن به سمت عمق خاک لبنان ممکن نیست، زیرا به محض حرکت تانکهای پیشرفته مرکاروا منهدم میشوند. با هدف قرار گرفتن ناوچه و ناوشکن، محاصره دریایی لبنان از میان رفت. نیروهای کماندویی و ویژه چندین نوبت در صور و یک بار در بعلبک، امتحان بدی پس دادند و سرانجام نیروی هوایی حتی نمیتواند نقاط پرتاب موشک حزبالله را شناسایی و به آنها حمله کند.
ز) اکنون ارتش اسرائیل که نزدیک به شصت سال، چون هیولایی وحشتناک و در برابر دیدگان مردم منطقه و جهان بالای سر بیش از یک میلیارد مسلمان نگه داشته بود، تا منافع و سلطه غرب توسط مسلمانان تهدید نشود، چون پیرزنی فرسوده از درد زایمان به خود میپیچید.خانم رایس، حادثه لبنان را درد زایمان خواند که البته حرف درستی است، ولی نگفت چه کسی درد میکشد. ظاهرا منظور وی لبنان بود تا در سایه قهقهه سران کاخ سفید ، درد قتل بیش از هزاران لبنانی منجر به تولد لبنان جدیدی مطابق میل بوش شود، اما به نظر میرسد این درد زایمان بیشتر نصیب اسراییل شد و اکنون معلوم نیست از زایمان این پیرزن 60 ساله چه مولود ناقصالخلقهای به دنیا خواهد آمد!
ح) اما برجستهترین مشخصه این جنگ، فرماندهی و اداره صحنههای نبرد است. در یک سو، فرماندهان و ژنرالهای باسابقه آمریکایی، اسرائیلی که دورههای گوناگون نظامی را طی کردهاند و در جانب دیگر، سید جوانی در ردای پیامبر اسلام(ص) به همراه یاران مخلص و فداکارش اداره عرصه را بر عهده دارند.
فرماندهان و ژنرالهایی که یک بخش جبهه را هدایت میکنند، از همهگونه سلاح و تجهیزات و امکاناتی که تاکنون بشر به آنها دست یافته، در حساسترین شرایط کمی و کیفی آن برخوردارند و در طرف مقابل، این سید از کمترین وسایل لازم برای نبرد بیبهره یا کمبهره است.
این نکته یادآور نبردهایی است که میان مردان الهی با کمترین امکانات مادی و دشمنانشان که در حداکثر امکانات واقع شده و تاریخ به خود دیده است که البته شاید این صحنه نابرابر، محل آشکار شدن قدرت ایمان الهی است که اگر جبهه مؤمنان مالامال از امکانات مادی باشد، قدرت ایمان الهی نمیتواند خودنمایی کند.
ط ـ جالبترین ویژگی این کارزار، قطعی بودن نتایج سیاسی ـ نظامی قبل از پایان آن است.
اکنون تصرف زمین ولو تا رود لیتانی برای ارتش اسرائیل نه ممکن است و نه مفید از نیروی هوایی نیز جز رسوایی برای اسرائیل و آمریکا نتیجهای حاصل نشد. تخریب پل و پمپ بنزین و کشتن زنان و کودکان و غیرنظامیان و آواره کردن مردم بیدفاع حاصلی نیست که بتوانند بر آن ببالند و راهی برایشان نیست جز آنکه رسوایی را با رسوایی بپوشانند. کاری که اولمرت در سخنان خود با اروپاییان کرد. نیروی دریایی نیز جرأت نزدیک شدن به سواحل لبنان را ندارد چون بلافاصله مورد حمله واقع خواهد شد حملهای که امکان گریز از آن ندارد.
اما نتایج دیگر:
1ـ اراضی لبنان اشغال نخواهد شد.
2ـ اسرای لبنانی آزاد خواهند شد.
3ـ نیروهای بینالمللی و ناتو در مرزهای لبنان و اسرائیل مستقر نخواهند شد.
4ـ دولت، ارتش و حزبالله در لبنان میمانند.
5ـ خرابیها سریعا بازسازی خواهند شد (رسوایی به اندازهای است که دولت آمریکا و سعودی هم اعلام کردهاند، بلافاصله برای بازسازی لبنان اقدام خواهند کرد و درواقع قاتل برای اصالح سریع صحنه قتل آماده است).
6ـ آوارگان به خانههایشان برمیگردند.
7ـ دوباره در لبنان زندگی از سر گرفته میشود و مردم شریف آن دیار، تاج عزت را بر سر خواهند نهاد.
8ـ آمریکا و اسرائیل ناتوان و به هم ریخته باید کار را دنبال کنند.
9ـ سران دولتهای عربی مانند عربستان، اردن و مصر سرشکسته در میان مردم خود و منطقه، از درد به خود خواهند پیچید.
10ـ منافقان و وادادگان تا مدتها سکوت را برخواهند گزید.
11ـ شورای امنیت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی، رسواتر از همیشه به صورت مشمئزکنندهای ادای دمکراسی، حقوق بشر، صلح جهانی و امنیت را باز هم درخواهند آورد و ملتها به ریش آنان خواهند خندید.
12ـ ایران و سوریه باوقارتر، صبورتر و قدرتمندتر گامهای استوارتری برخواهند داشت.
13ـ و مسلمانان پس از شش دهه، جشن در هم شکستگی هیبت اسرائیل را بر پا خواهند کرد و آماده خواهند شد تا قدرت او را هم برای همیشه پایان دهند.
ثبت کننده خبر: A.A.
تعداد دفعات
مشاهده شده: 3296
|
سایر مطالب
|