اسراييل طالب صلح نيست!
واقعیتها رو شده و باید گفت اسراییل صلح نمیخواهد. سیل بهانههای همیشگی پایان یافته و بانگ مخالفتهای اسراییل هم اکنون به گوش میرسد. تا به اینجا ممکن بود خودداری اسراییل برای برقراری صلح را با استفاده از این بهانه که "شریکی برای صلح وجود ندارد" و "اکنون زمان درستی برای تعامل با دشمنانمان نیست" بپذیریم. اما امروز واقعیت جدیدی پیش روی ما قرار گرفته که جای هیچ تردیدی را نمیگذارد و این ادعای کسل کننده که اسراییل از صلح حمایت میکند، ماهیتش را از دست داده است."
روزنامهی هاآرتص -چاپ رژیم صهیونیستی- در تحلیلی دربارهی عدم تمایل اسراییل به برقراری صلح مینویسد: «تعیین زمان اثبات واقعیت تلخ صلحطلب نبودن اسراییل بسیار سخت است. آیا این واقعیت با رد طرح صلح اعراب رخ مینماید؟ یا در خودداری از قبول طرح سوریه؟ یا در گفتگوهای سالانه عید فصح ایهود المرت، نخست وزیر اسراییل؟ و یا در ارایهی عکسالعمل ناگهانی به اظهارات نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا در دمشق که گفت اسراییل آمادهی از سرگیری مذاکرات صلح با سوریه است؟
چه کسی میتواند این را باور کند؟ یک مقام عالی رتبهی آمریکایی میگوید اسراییل میخواهد مذاکرات صلح را از سر بگیرد و رییسجمهورش فورا درستی حرفهای وی را رد میکند. آیا اسراییل این صداها و حرفها را میشنود؟ آیا ما اهمیت این درخواستها برای برقراری صلح را میفهمیم؟ هفت میلیون شهروند اسراییلی بیتفاوت ثابت کردهاند که ما نمیفهمیم.
تمامی نسلها با خو گرفتن به این توهم و تردید دربارهی احتمال حصول صلح با همسایگانمان بزرگ شدهاند. دیوید بن گوریون، اولین نخست وزیر اسراییل در روزهای جوانی ما گفت، اگر او تنها بتواند با رهبران عربی دیدار کند صلح را برای ما به ارمغان میآورد.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «اسراییل مذاکرات مستقیم را به عنوان یک اصل درخواست کرده و اسراییلیها از این حقیقت به خود میبالند که توجه همیشگی آنها به صلح با خواستهای متعالی دولتشان تقویت شده است. به ما گفته شده هیچ شریکی برای صلح وجود ندارد و خواست نهایی اعراب سرنگونی ماست. ما تصاویر دیکتاتوری مصر را در مراسم آتشبازیمان سوزاندیم و متقاعد شدیم تمام تقصیرها برای عدم برقراری صلح به گردن دشمنانمان است.
پس از وقوع اشغالگری، ترور، حضور یاسر عرفات، رهبر فقید تشکیلات خودگردان، شکست اجلاس دوم کمپ دیوید و به قدرت رسیدن حماس، ما مطمئن شدیم که همه این اتفاقات به دلیل کاستیهای دشمنانمان است. ما در رویاهای بزرگمان این باور را نداریم که روزی فرا میرسد که جهان عرب دستش را برای صلح دراز میکند و اسراییل آن را کنار میزند.»
هاآرتص نوشته است: «احمقانه است که تصور کنیم این خودداری اسراییل به دلیل عدم تمایل برای خشمگین کردن افکار عمومی داخلی اسراییل است. جهان تغییر کرده و این اسراییل است که هم چنان در خودداری از برقراری صلح پیش است. سیاست خودداری هم اکنون به یک سیاست رسمی در اسراییل بدل شده است. المرت در گفتوگوهایش در عید فصح به ما میگوید که فلسطینیان در نقطه عطف اتخاذ یک تصمیم تاریخی قرار دارند اما مردم از مدتها پیش وی را چندان جدی قلمداد نمیکنند. این تصمیم تاریخی برای ماست و ما از این نقطه عطف و این طرحها به گونهای که از مرگ فرار میکنیم، گریزانیم.
ترور به عنوان بهانهی نهایی خودداری اسراییل از برقراری صلح تنها به المرت کمک میکند تا انزجارهای فراوان از وی را حفظ کند. المرت در حالی میگوید "اگر فلسطینیان تغییر نمیکنند، با ترور مبارزه نمیکنند، به تعهداتشان عمل نمیکنند، پس آنها هرگز خودشان را از این هرج و مرج پایان نیافتنی جدا نمیسازند" که گویی فلسطینیان هیچ طرحی علیه تروریسم اتخاذ نکردهاند و اسراییل تنها طرفی است که تعهداتش را عملی کرده و برای رنج و سختی فلسطینیان که به واسطهی اشغالگری به وجود آمده، مقصر نیست.
اسراییل همیشه جایی را برای تعیین پیش شرطهای لازم ایجاد کرده و معتقد است حق انجام چنین کاری را دارد اما با گذشت زمان از انجام پیش شرطهای مهم برای برقراری صلح که پایان اشغالگری است، خودداری کرده است.
در تمام سوالاتی که از المرت در خلال گفتگوهایش در عید فصح پرسیده میشود هیچ کس جرات ندارد از المرت دلیل عدم واکنش جدی و درست به طرح صلح اخیر اعراب که بدون پیش شرط است را سوال کند، اما پاسخ این است: مالکیت املاک. مالکیت شهرکهای صهیونیستنشین.
این تنها المرت نیست که در این مسیر تعلل میکند، یک چهرهی برجسته در حزب کارگر هفتهی گذشته اعلام کرد، خروج از این وضعیت کنونی 5 تا 10 سال طول میکشد.»
در پایان آمده است: «صلح اکنون در حد یک زخم جدی است که هیچ کس هنوز دربارهی منافع اجتماعی گستردهی آن که میتواند با رشد، امنیت، آزادی حرکت و ایجاد یک جامعهی عادلانهتر همراه شود، صحبت نمیکند.
ما این روزها همانند سوئیس به جای تامل بر فرصتهای سرنوشتساز رو به زوال پیش رویمان بر آمار تبادل دلار و اتهامات اختلاس علیه وزارت دارایی متمرکز شدهایم.
ما دیگر در هیچ برهه زمانی با چنین فرصتی روبرو نمیشویم. اگر چه هنوز این تضمین حاصل نشده که آیا این طرح به طور کامل جدی و قابل باور است یا براساس حیله و فریب است اما هیچ کس هیچ تلاشی برای فهم این موضوع نمیکند. زمانی که المرت پدربزرگ شود به نوههایش چه میگوید؟ آیا او میگوید هر کاری را به نام صلح انجام داده؟ آیا میخواهد بگوید چارهیی جز این نداشته؟ و نوههایش به او چه میگویند؟»
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 803
|
سایر مطالب
|