جمعه 12 شهريور 1389 - الجمعة 23 رمضان 1431 - Friday 03 September 2010 

  

 [English]  [عربية]  [Français]  [עברית]   

     آدرس جدید پایگاه اطلاع رسانی مقاومت www.moqavemat.com آدرس جدید پایگاه اطلاع رسانی مقاومت www.moqavemat.com آدرس جدید پایگاه اطلاع رسانی مقاومت www.moqavemat.com آدرس جدید پایگاه اطلاع رسانی مقاومت www.moqavemat.com          سایت جدید مقاومتwww.moqavemat .com سایت جدید مقاومتwww.moqavemat .com سایت جدید مقاومتwww.moqavemat .com سایت جدید مقاومتwww.moqavemat .com سایت جدید مقاومتwww.moqavemat .com سایت جدید مقاومتwww.moqav          www.moqavemat.com سایت جدید مقاومت          www.moqavemat.com سایت جدید مقاومت          معضلی به نام لیبرمن          رسوایی تکان دهنده جنسی در ارتش رژیم صهیونیستی          یهودی افراطی با خودرو چندبار از روی بدن فلسطینی زخمی رد شد          رژیم صهیونیستی احداث چند مجمتع مسکونی جدید را تصویب کرد          مشعل: سیاست باید در خدمت مقاومت باشد     
 کمیته امداد امام خمینی لبنان
 حماسه الغزه
 هل من ناصر ینصرنا و هل من معین یعیننا امام هذه المجازر الذی یرتکبها الصهاینـﺔ بحقنا
 حصار غزة المقیت بولاء الحکومـﺔ المصریـﺔ للنظام الغاصب الأسرائیلی محاصره غزه با تبعیت دولت مصر از رژیم اشغالگر تکمیل شده است
 اسرائیل ترتکب الجرائم الوحشیـﺔ و  امریکا تدافع عنها اسرائیل جنایت می کند، آمریکا حمایت می کند
 نشجب اعمال الاباده البشریه الصهیونیه ضد الفلسطین فی غزه و الخلیل  فاجعه انسان کشی و نسل کش در غزه و الخلیل توسط رژیم صهیونیستی محکوم است

مقاله - اجتماعی

يکشنبه 23/02/1386

 ساعت: 14:24

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 
 خیر، شر و مسئله تروریسم

خير، شر و مسئله تروريسم


تروریسم همچنان یک مفهوم گنگ و مبهم است ... جامعه جهانی نیز هنوز به تعریفی روشن از تروریسم دست نیافته است. از سال 1937 جامعه ملل ـ به خاطر عدم وجود توافق در میان اعضا ـ در تنظیم معاهده مقابله با تروریسم ناکام ماند و از این رو، جایگزن آن یعنی سازمان ملل نیز موفق به ارائه تعریف دقیقی از این پدیده نشد. همین نامشخص بودن تعریف تروریسم باعث شد تا دادگاه بین المللی جزا در زمان تاسیس و شکل گیری در سال 1998 اعلام کند که بحث تروریسم در محدوده کارهایش نیست و این در حالی است که این دادگاه وظیفه دارد تا به جرائم کلان از جمله کشتار جمعی رسیدگی کند. به هر حال، نامشخص بودن تعریف تروریسم باعث نشده است تا رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری از پرداختن به آن غافل بمانند و تاریخ چاپ و انتشارات کمتر به خود دیده است که یک پدیده این مقدار عظیم از کتاب و نشریه را به خود اختصاص دهد، پدیده ای که در نوع خود باعث آغاز جنگی شد که آغازش به تاریخ یازده سپتامبر 2001 باز می گردد. ماتئو کار، نویسنده کتاب هایی با موضوع چالش های جهانی در کتاب خود تحت عنوان "سربازان ناشناخته" پرچم مخالفت با نئومحافظه کاران را بر می افرازد و می گوید: تروریسم چیزی نیست جز سیاستی که اساس آن استفاده از خشونت می باشد. ماتئو تروریسم را یک پدیده عادی و طبیعی می داند و به ترورهایی اشاره می کند که سازمان های مدعی تداوم انقلاب 1798 فرانسه در روسیه قرن نوزده بدان دست می زدند. به نظر قدرت های حاکم، تروریست ها به هیچ وجه اهداف مشروعی ندارند و نباید ـ جز تحت فشار ـ به مطالبات سیاسی و اجتماعی آنان تن در داد و استفاده آنها از خشونت حکایت از تعصب و دیوانگی آنان دارد. ماتئو کار می نویسند: مقامات آلمان غربی در دهه هفتاد مغز اعضای گروهک موسم به "بادیر ماینهوف" را مورد بررسی قرار می دادند تا بعد از انجام آزمایشات مختلف ثابت کنند که اندیشه جنایتکارانه این افراد ریشه در ساختار ژنتیک شان دارد. ضمنا یکی از روان شناسان آلمانی موفق شد یک بیماری جدید را در جریان تشریح اعضای بدن یکی از گروهک مذکور کشف کند. برخی نخبگان برجسته آمریکایی نظریه های مختلفی در خصوص تروریسم دارند که از جمله این افراد می توان به ساموئل هانتینگتون، استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد اشاره کرد. وی در سال 1993 بروز جنگ تمدن ها میان غرب و اسلام را پیش بینی کرد. برنارد لویس مورخ نیز در سال 1964 اعلام کرد که درگیری میان اسرائیل و جهان عرب از ناتوانی اسلام در هماهنگی با مدرنیته حکایت دارد. ضمنا عجیب نیست که لویس ـ از همان زمان طرح مسئله ناتوانی اسلام در هماهنگی با مدرنیته ـ به یکی از مرشدان اعظم نئومحافظه کاران و صهیونیست های تندرو آمریکایی بدل شود. ویل ریز در کتابی بی نظیر تحت عنوان "شبی با تروریست ها" پرده از تمامی خرافاتی که در خصوص تروریسم وجود دارد، زدود. وی که از برجسته ترین روزنامه نگاران و محققان به شمار می رود، تمامی کره خاکی را گشت تا بتواند دوره ای را با مسئولان سازمان های خشونت محور بگذارند. کلید موفقیت او داخل شدن ـ یا بهتر بگوییم ـ نفوذ به قلب جنبش های مخفیانه در کشورهای کولومبیا، الجزایر، باسک، اندونزی، سریلانکا، افغانستان، لبنان، ایران، مصر، ایرلند، یوگسلاوی، کشمیر، پاکستان و فلسطین بود. چامسکی نیز با اشاره به تحقیقات انجام شده توسط ویل ریز که با تصویرهای شگرف همراه است، می گوید: "چهره انسانی این مبارزان و ایمانی که باورهای شان دارند، افراد را بر می انگیزد تا در پی یافتن راهکار دیگری ـ به جز استفاده از قدرت ـ جهت مقابله با اقدامات خشونت آمیز آنان باشند." ویل ریز بر این باور است که فلسطینیان افرادی مبارز هستند، همچنانکه فرانسوی ها در زمان ورود اشغالگران نازی به مقاومت می پرداختند. در سال 1997، ویل با یکی از بنیانگذاران جنبش حماس که از فارغ التحصیلان دانشگاه های آمریکایی و استاد دانشکده مهندسی دانشگاه اسلامی غزه و مولف بسیاری از کتاب های سیاسی و مهندسی بود، دیدار کرد. این فرد کسی نبود جز مهندس اسماعیل ابوشنب که در دیدار با ویل ریز در تصمیم "اسرائیل" در خصوص موافقت با تشکیل کشور فلسطینی ابراز تردید کرد. ویل ریز بدون هیچ ترس و هراسی از اقصی نقاط کشور کولومبیا دیدن کرد و دیدارهای متوالی با مبارزان مارکسیستی که وابسته به گروه های مسلح انقلابی در این کشور بودند، انجام داد. ویل ریز علاوه بر مبارزان مذکور، با شبه نظامیان مسلح مخالف جریان انقلابی کولومبیا نیز دیدار کرد. دو گروه مذکور ترورها و آدمربایی های بسیاری را علیه یکدیگر انجام می دادند ؛ البته این امر (آدمربایی و ترور) تنها محدود به شهروندان این کشور که متهم به جانبداری از گروه مقابل بودند، نمی شد ؛ بلکه خارجی های رهگذر را نیز شامل می شد. ویل می گوید: "اینکه شما آنها را متهم به تروریست بودن کنید، هیچ سودی نخواهید برد. تنها راهکار برقراری صلح آن است که در هر گونه تصمیم گیری خود، منافع گروه های متخاصم و درگیر را در نظر بگیرید." این پژوهشگر در ادامه با اشاره به اقدامات سفرای اسبق ایالات متحده در کشورهای آمریکای لاتین، این پرسش را مطرح می کند: "آیا سیاست واشنگتن ـ در این حیاط خلوتش ـ دست کمی از تروریسم دارد؟" در مورد القاعده مسائل متفاوت است. القاعده ـ همچون رئیس جمهور آمریکا ـ بر این باور است که مبارزه میان غرب "یهودی مسیحی" با اسلام ریشه در طبیعت این دو دارد. به نظر رهبران سازمان مذکور هر گونه مذاکره، سازش و همزیستی مسالمت آمیز که برقراری آن با امپراتوری شرور شوروی امکان پذیرد بود، در مورد آمریکا غیر قابل استفاده است. جنگ مقدس یا همان جهادی که رهبری آن را اسامه بن لادن به عهده دارد، از همان شدت "جنگ صلیبی" برخوردار است که افسار مدیریت آن در دست بوش می باشد. ویل ریز در خصوص القاعده می گوید: "چگونه می توان با افرادی که در مناطق کوهستانی افغانستان و پاکستان پناه برده اند، از هیچ بنیان یا ریشه ملی خاصی برخوردار نیستند و هواداران خود را تنها به اعمال خشونت علیه امپراتوری آمریکا و مزدوران منطقه ای آن دعوت می کند، تعامل داشت؟ چگونه می توان با شاخه های سازمان القاعده که در تمام جهان پراکنده هستند و به صورت یک تک الکترون فعالیت می کنند و اهداف شان در یک کشور متفاوت از دیگری است، گفتگو کرد؟" شاید پاسخ به این پرسش ها را بتوان در کتابی ویژه درباره سازمان القاعده که بی تردید یکی از قوی ترین منابع موجود در این زمینه است، یافت. نام این کتاب "برج ناشناخته" است که به قلم لورنس رایت به رشته نگارش درآمده است. لورنس که دریافت جایزه بولیتزر را در کارنامه فعالیت های خود دارد، از چهره های دانشگاهی و از نویسندگان مجله نیویورکر است و در کتاب خود از معلومات موثق و منتشر نشده ای سخن می گوید که از طریق رهبران القاعده و همچنین انجام گفتگوهایی با 483 نفر از اعضا و افراد مرتبط با این سازمان جمع آوری کرده است. لورنس در کتاب خود به تفصیل به اصول این سازمان بی حد و مرز، باورها، چالش های داخلی، توهمات و ناکامی های اعضای آن می پردازد و پرده از نسخه هایی بر می دارد که این سازمان برای رهبرانش می پیچد. از دیگر مسائل مورد بحث محیط اجتماعی، خانوادگی و انگیزه های افراد است. عجیب نیست که این سازمان با شعب خود در چندین قاره در نیمه های دهه نود و در زمانی کار خود را شروع کرد که اغلب جنبش های ملی اسلامی ـ بعد از درک پیامدهای منفی خشونت و برای ادغام در حیات سیاسی کشورهای شان ـ از این راهکار دست برداشتند. شکاف میان این دو جریان (القاعده و دیگر گروه های اسلامگرا) را می توان در جریان حمله به برج های دوقلو نیویورک یافت. اکثریت قریب به اتفاق جنبش های اسلامگرا ـ چه آنان که فعالیت های علنی دارند و چه آنان که به صورت مخفیانه فعالیت می کنند ـ و دولت های اسلامی این جنایت زشت را محکوم و تاکید کردند که ایدئولوژی سازمان القاعده نقض تعالیم قرآنی است. نکته اینجاست که رسانه های گروهی ـ تعمدا ـ آن بخش از آرای گروه ها و دولت های اسلامی که در محکومیت حمله به برج های دوقلو بود، پخش نکردند و همین ماجرا باعث شد که افکار عمومی غرب نگرشی منفی نسبت به اسلام پیدا کند و مفاهیمی مانند اسلام، جنبش های اسلامی، تعصب، جنبش های جهادی و تروریسم را خلط کند. نخبگان یهودی و مسیحی به خوبی می دانند که اسلام ـ همچون دیگر ادیان موجود در جهان ـ مولفه هایی دارد که می توان از آن استفاده سیاسی کرد و به توجیه خیر و شر بودن کارها پرداخت. از سوی دیگر، توجه به این نکته نیز ضروری است که برخی کارشناسان آمریکایی طرح های راهبردی در پیش بینی های خود می گویند که در دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اسلام جای کومونیسم را می گیرد و به خطری مبدل می گردد که موجودیت آمریکا را به خطر می اندازد. آدریان ژیلک از پژوهشگران مرکز مطالعاتی "چالش های قومی" در بلفاست در کتاب خود با عنوان تروریسم و آنارشیسم همه جانبه به بررسی بعد ژئوسیاسی حادثه یازده سپتامبر پرداخت و تاکید کرد: "دولت آمریکا با این تصور که حمله به برج های دوقلوی نیویورک نقطه عطفی در تاریخ معاصر است، سخت در اشتباه به سر می برد." آدریان بر این باور است که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باعث شده است که راه برای ظهور شکل جدیدی از مقاومت (تروریسم بی حد و مرز چند قاره ای) در مقابل حاکمیت مطلق آمریکا بر جهان باز شود. وی بحث خود را با این پرسش ادامه می دهد: «آیا بزرگنمایی اهمیت سیاسی حادثه یازده سپتامبر چیزی جز توجیه جنگ های جناب بوش است؟» بی تردید، حملات یازده سپتامبر یک رخداد خوشحال کننده برای نئومحافظه کاران بود ؛ زیرا به آنان اجازه داد تا طرح امپریالیستی خود را به مرحله اجرا بگذارند. نئومحافظه کاران آمریکا در چارچوب اجرای طرح مذکور، افغانستان و عراق را به اشغال خود درآوردند و منابع نفتی را تحت حاکمیت خود قرار دادند و نظام هایی را که مخالف نظم جدید جهانی بودند، به اسم "جنگ با تروریسم" در سطح جهانی از میان برداشتند. از هم گسیختگی داخلی در عراق، نابسامانی هایی که به دنبال پیروزی های نظامی طالبان در افغانستان به دست آمده است و همچنین شکست نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان چیزی جز نتایج منفی و حیرت آور ماجراجویی های نئومحافظه کاران آمریکا نیست ؛ البته باید به این نکته نیز توجه داشت که نتیجه حقیقی این ماجراجویی ها بیش از این حرف ها است ؛ به این معنا که دولت بوش از شرایط موجود برای استفاده بی رویه از قانون سرکوب کمک می گیرد و در سرکوب مخالفان خود همچون کشورهای پلیسی استفاده می کند. در نگاه واشنگتن هر جنبشی که در مقابل حاکمیت آمریکا بر جهان مقاومت کند، تروریستی است و هر گروهی تن به این حاکمیت در دهد، غیر تروریست به شمار می رود. در پایان از بحث های گذشته چنین می توان نتیجه گرفت که تروریسم ـ در جهان تک قطبی ـ همچنان تنها سلاحی است که ضعیفان عالم در جنگ نابرابر خود با قدرت های بزرگ جهان از آن استفاده می کنند.



منبع: palestine-info

ثبت کننده خبر: F.s

تعداد دفعات مشاهده شده: 932


سایر مطالب

04/09/1388

02/09/1388

28/08/1388

23/08/1388

19/08/1388

نظرات دیگران [0]

 

نظر شما در مورد این مطلب (پر کردن فرم برای دریافت نظرات الزامی است)

 
 

 نام:

 

پست الکترونیکی:

 

 نظر شما:

حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

 

 


      [نسخه متنی]

© 2006, Moqavemat.com. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@moqavemat.com