قضيهي فلسطين به کدامين سو پيش ميرود؟
اهداف پشت پردهی حملات ارتش اسراییل به نوار غزه و در راس آن پایگاههای وابسته به نیروهای اجرایی و امنیتی حماس کاملا مشخص است؛ تضعیف قدرت و نیروی نظامی حماس و فراهم ساختن بستر لازم برای قدرت گرفتن گارد ویژهی ریاست تشکیلات خودگردان و نیروهای امنیتی ویژهی فتح، اما این تنها نمایی از ظاهر اهداف پشت پردهی این حملات نظامی است زیرا تجربه ثابت کرده است اسراییل دست دوستی و همکاری به هیچ یک از گروههای فلسطینی نمیدهد."
روزنامهی النهار -چاپ لبنان- با ارایهی تحلیلی تحت عنوان "قضیهی فلسطین به کدامین سو پیش میرود؟" مینویسد: «در حالی که نوار غزه غرق در خون است و هرج و مرج و بحران چون گردابی بیانتها در حال بلعیدن مناطق فلسطینی است، همه به دنبال عامل یا عوامل اصلی این بحرانها هستند. هر کسی براساس دلایل، مدارک و اسنادی که در دست دارد یا براساس ارزیابی وقایع موجود طرف مشخصی از گروههای فلسطینی یا مسوولین فلسطینی راعامل و مسوول این هرج و مرج معرفی میکند اما واقعیت آن است که بیش از آن که مسوولان گروههای فلسطینی مسوول اصلی بحرانهای نوار غزه باشند تبانیهای پشت پردهی آمریکا و اسراییل برای دامن زدن به بحرانهای داخلی نوار غزه نقش اول را در این بحرانها بازی میکند.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «امیر پرتز، وزیر دفاع اسراییل اعلام کرد، تلآویو در امور داخلی فلسطین دخالت نخواهد کرد اما اندکی پس از این اظهارات جنگندههای اسراییلی پایگاه نیروهای اجرایی و امنیتی وابسته به جنبش حماس را هدف قرار دادند و این حملات به بهانهی هدف قرار دادن نیروهای مسلح حماس تا به امروز هم چنان ادامه دارد و دهها شهروند غیر نظامی فلسطینی قربانی این حملات شدند. این نشان میدهد که اسراییل اگر تا به امروز چراغ سبز همکاری به جنبش فتح و ریاست تشکیلات خودگردان نشان داده است تنها به این دلیل است که در تبانی با ایالت متحدهی آمریکا درصدد گسترش میزان اختلافات و شکافهای داخلی موجود میان گروههای فلسطینی است، امری که میتواند به آغاز جنگ داخلی بیانتها در فلسطین و بالاخره تضعیف قضیهی فلسطینی و حتی نابودی این قضیه منجر شود. همکاری اسراییل با 500 تن از نیروهای مسلح گارد ویژهی ریاست تشکیلات خودگردان و اعطای اجازهی عبور به این افراد مسلح برای ورود به نوار غزه ازسوی ارتش اسراییل را چگونه میتوان تعریف کرد یا توضیح داد؟ تمامی این افراد مجهز به پیشرفتهترین سلاحهای نظامی آمریکایی هستند و همگی دورهی آموزشهای ویژه را در اردن سپری کردند. این که نیروهای گارد ویژه ی تشکیلات خودگردان و نیروهای امنیتی فتح تحت فرماندهی دایتون یک ژنرال آمریکایی در سرزمینهای اشغالی رهبری میشوند، یک واقعیت است، یک واقعیت بسیار تلخ.»
روزنامهی النهار در ادامهی تحلیل خود می آورد: «درحال حاضر اسراییل سیاست تضعیف قدرتهای نظامی و سازمانی جنبش حماس را ادامه می دهد اما مطمئنا زمانی که قدرت نظامی و سازمانی حماس تضعیف شد نوبت بعدی به فتح و دیگر جنبشهای فلسطینی خواهد رسید. شاید اسراییل امروز به صورت علنی نیروی نظامی به نوار غزه اعزام نکرده است تا در کنار نیروهای وابسته به فتح و تشکیلات خودگردان وارد نبرد مسلحانه علیه حماس شود اما حمایتهای گسترده و تبانیهای انجام شده میان فتح و سازمان اطلاعات اسراییل بسیار علنی تر از آن است که برای کسی مشخص نباشد. مطمئنا قدم بعدی اسراییل پس از حمله به نیروهای اجرایی و امنیتی حماس هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی حماس خواهد بود. در واقع استراتژی تلآویو بر این اساس شکل گرفته است که همزمان باحملات هوایی به مقرهای نظامی و امنیتی حماس عملیات ترور شخصیتهای نظامی و سیاسی جنبش حماس از جمله نیروهای وابسته به گردان عزالدین قسام شاخهی نظامی حماس نیز دنبال شود تا بدین وسیله زمان تعیین شده برای تضعیف قدرتهای نظامی وسازمانی حماس به حداقل زمان ممکن برسد.»
در این تحلیل هم چنین آمده است: «اسراییل به خوبی از واقعیتهای موجود در داخل فلسطین مطلع است و میداند جنبش فتح و تشکیلات خودگردان از موقعیت و جایگاه مردمی مناسب و لازم برخوردار نیست. درواقع احتمال شکست قاطع جنبش فتح و جدا شدن شاخهی نظامی این جنبش یعنی گردان شهدای الاقصی از فتح بسیار قوی است زیرا گرایشهای گردان شهدای الاقصی به گرایشهای جنبش حماس بسیار نزدیک است و در حال حاضر نیز این گردان یا شاخهی نظامی فتح بر خلاف سیاستهای تعیین شدهی مسوولان سیاسیاش عمل میکند و موازی با دیگر شاخههای نظامی فلسطین گام بر میدارد. میبینیم که به رغم تبانی فتح با اسراییل برای تضعیف حماس؛ جریان تضعیف فتح و متلاشی شدن قدرتهای درونی و سازمانی این جنبش سریعتر از تضعیف حماس پیش میرود. ناگفته نماند که بسیاری از اعضای جنبش فتح از جمله اعضای اولیه و فعال جنبش مسلحانهی مقاومت اسلامی فلسطین علیه رژیم غاصب اسراییل هستند و هیچ کس نمیتواند بنیانگذاران جریان مسلحانهی مقاومت اسلامی در سرزمینهای اشغالی را فراموش کند؛ اما مشکل آن جا است که برخی از اعضای جنبش فتح که میدان اصلی نبرد را ترک کردند و در خارج از سرزمینهای اشغالی و دور از صحنهی نبرد واقعی در فلسطین مدعی مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن اشغالگر هستند عامل اصلی این بحرانها هستند. این دسته از مسوولان جنبش فتح امید به سفرهی خالی مسوولان آمریکایی و تعهدات توخالی مسولان اسرایلی بستهاند و با این باور غلط جریان جنبش فتح در درون فلسطین را به بیراهه هدایت میکنند.»
در پایان این تحلیل آمده است: «به صورت اجمالی اگر بخواهیم از تحولات جاری در فلسطین نتیجهگیری انجام دهیم میبینیم که هدف اصلی اسراییل از این دخالتهای رسمی و غیر رسمی در امور داخلی فلسطین و گسترش حملات نظامی به نوار غزه؛ تنها گسترش دامنهی جنگهای داخلی میان فلسطینیها و ریشه کنی جریان مقاومت اسلامی در راس آن جنبش حماس است. هم چنین هدف بعدی اسراییل در مرحلهی دوم یا پس از محقق شدن اهداف مرحلهی اول آن است که قضیهی فلسطین را براساس پیش شرطهای تعیین شدهی خود که از سوی ایالت متحدهی آمریکا نیز حمایت و تایید شده است حل و فصل کند. در واقع در صورتی که درگیریهای داخلی فلسطین هم چنان ادامه یابد و قدرت نظامی گروههای فلسطینی در این میان فرسوده شود در نهایت فلسطینیان چارهای جز آن نخواهند داشت که برای حل بحران خود با اسراییل تن به پیش شرطهای تل آویو دهند. امید که وضعیت فعلی فلسطین تا به این مرحله نرسد و حملات نظامی ارتش اشغالگر اسراییل به مثابهی زنگ خطری باشد برای گروههای فلسطینی که بار دیگر اختلافات خود را کنار گذارند و در یک صف و یک جبههی واحد سلاح خود را به سوی دشمن واحد یعنی اسراییل نشانه روند نه به سوی اتحاد ملی فلسطین.»
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 656
|
سایر مطالب
|