حزب الله در موازنه جديد منطقه (1)
در راولین سالگرد پیروزی حزب الله لبنان بر رژیم صهیونیستی در جنگ معروف ۳4روزه میباشیم. نبرد نابرابری که نشان داد اسرائیل به رغم تبلیغات گسترده ، تهی از توانمندیهای اعلامی میباشد. رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس غاصبانه خویش تاکنون د رجنگهای متعددی که با اعراب داشته است توانسته به یمن برتری امکانات و حمایتهای اربابان خود، از یک سو و تشتت و پراکندگی در صفوف اعراب از سوی دیگر، همواره نیروی برتر میدان نبرد تلقی شود و از پرتو این پیروزیها شعار افسانه شکست ناپذیری را برای ارتش اسرائیل برگزیدند.
شاید همین توهم باعث شد که رژیم صهیونیستی در سال گذشته با محاسبات کارشناسانش پیروزی یک نبرد برق آسای دیگر را انتظار میکشید. اما در این مرحله عزم جدی مبارزان اندک ولی مصصم حزب الله به یکباره همه تصورات انها را مقهور ارادههای پولادین خویش نمود. این بار طرف عربی را ارتشهای سازمان یافته با جنگ افزارهای سنتی تشکیل نمیداد. گروهی مبارز تحت عنوان جنبش حزب الله لبنان که قدمت آن از ۲۰سال هم تجاوز نمیکرد طرف مقابل اسراییلی بود که به مراتب از اسراییل سال ۱۹۶۷پیشرفته تر و قدرتمند تر بودمدت جنگ نه تنها شش روز نبود که ۳۳روز به طول انجامید و نتیجه آن نیز هیچ شباهتی به جنگ ژوئن ۱۹۶۷نداشت. طرف عربی با سه الی پنج هزار نیروی حاضر در میدان این بار بر دشمن دیرینه خود پیروز شد و حامیان اسراییل را در سی و سومین روز جنگ وادار کرد با ارائه قطعنامه ای از سوی شورای امنیت موجبات خروج آبرومندانه رژیم اسراییل را از این جنگ که این بار آغاز گر آن خود اسراییل و با برنامه از پیش طراحی شده بود، مهیا کنند.
از جمله ویژگیهای نبرد ۳۳روزه سال ۲۰۰۶آ< بود که این بار نه تنها هیچ ارتش عربی خود را وارد جنگ با اسراییل نکرد که برخی نظامهای عربی، با اتحادی اعلام نشده به حمایت از دشمن پرداخته و حزب الله را متهم به ماجراجویی علیه مردم این کشور کرده و در تصویب قطعنامهای که دشمن شماره یک خود(اسراییل) را از مرگ حتمی نجات میداد از هیچ کوششی دریغ نکردند.
به هر روی حزب الله لبنان به ادعای دوست و دشمن پیروز قاطع صحنه نبرد با اسراییل پس از ۴۰سال در سال ۱۹۶۷بود با این تفاوت که اعراب این بار در جهان عرب برنامهای برای استفاده از پیروزی بر دشمن دیرینه وجود نداشت، بلکه سران عرب درست در جهت مخالف اهدافی حرکت کردند که ۴۰سال پیش برای تحقق آن تلاش کردند، اما شکستی مفتضحانه را متحمل شدند.
پیروزی گروه مقاومت حزب الله بر ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل و برخوردار از حمایت همه جانبه سیاسی- نظامی آمریکا، هنوز به عنوان یک علامت سوال ذهن پیگیرندگان مسائل خاور میانه را به خود مشغول دارد. و در این نوشتار نیز سعی خواهد شد جوانب مختلف این پیروزی به اختصار مورد توجه قرار گیرد.
مقاومت اسلامی جنوب لبنان در خلاء متولد نشده است، بلکه این مقاومت مولود فضای مبارزه و نبرد با اشغالگران صهیونیست در جنوب لبنان است که مقاومت فلسطین آن را از سال ۱۹۷۲تا ۱۹۸۲بر ضد رژیم اشغالگر استمرار بخشیده است و جبهه مقاومت ملی لبنان از سال ۱۹۸۲تا ،۱۹۸۵آن مبارزه را ادامه داده است. مقاومت کنونی نیز حلقهای از حلقههای نبرد و مبارزه بر ضد اشغالگران و مزدوران آن است، با این تفاوت که دارای جنبه دینی مذهبی است. معروف است که مقاومت کنونی، در درجه اول یک مقاومت اسلامی است. جنبه دینیاسلامی مقاومت، از زمان تجاوز اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲تاکنون نقش بسیار مهمی در رویارویی با نیروهای اشغالگر، خواه در سطح مردمی و خواه در سطح نیروهای مقاومت، داشته است. این نکته روشن است که دین در محیطی میتواند به عنوان یکی از متغیرهای اساسی شخصیتی و تاریخی به حساب آید که جنبههای دینی بتواند، انگیزه موثری برای جنگ، جهاد و شهادت را به وجود آورد.
حزبالله لبنان در نبرد ۳۳روزه موفقیتهای خود را به چند روش به دست آورد.
-۱موفقیتهای نظامی
در بخش نظامی، یک گروه کوچک از چریکهای مسلمان توانستند، بیش از یک ماه، یکی از قدرتمندترین ارتشهای دنیا (ارتش اسرائیل در بعضی تعاریف ارتش چهارم دنیا تبلیغ میشود) را زمینگیر نمایند اسراییل در این جنگ دارای ۳۰۰فروند هلی کوپتر، ۶۰سکوی پدافند ضد موشکی، ۳۹۰۰دستگاه انواع تانک های پیشرفته، پنج زیر دریایی، ۱۷ناو جنگی و در نهایت ۶۱۳هزار نیروی نظامی اعم خدمتی و ذخیره بود.
مقاومت لبنان توانست ضربات و آسیبهای شدیدی را بر پیکره آن وارد نمایند.
نیروهای حزبالله ترکیبی از روشهای نظامی حرفهای، خلاقیت، جسارت، تدارکات بسیار دقیق، استفاده ماهرانه از موشکهای ضد تانک، سازماندهی برجسته نیروها و دفاع زیرزمینی مارپیچی که تاکنون مشخص شدهاند را به کار گرفت، در حالی که سایر تاکتیکهای آنان هنوز در پردهای از ابهام قرار دارد.
همانگونه که یکی از تحلیل گران آمریکائی اذعان نمود که نیروهای مقاومت الگوی جنگی را از ویت کنگها گرفتند و الگوی اسلامی رامتاثر از ایرانیها می باشند به گونهای که بین شائول موفاز و عمیر پرتز درگیری لفظی ایجاد شد و هرکدام دیگری را مسبب این ناکامی معرفی نمودند. البته باید به خاطر داشت که حزبالله امروز به الگویی برای همه کشورها و مردم منطقه بدل شدهاند. امروز محبوبیت سید حسن نصرالله بیش از محبوبیت جمال عبدالله الناصر ارزیابی میگردد و همگی او را قهرمان عرب میدانند.
البته نباید فراموش نمود که ناصر با پرچم ناسیونالیست عرب عنوان قهرمانی را یدک میکشید در حالی که آقای نصرا ۰۰پرچم دیگری بنام ایدئولوژی اسلامی را به دست گرفت و از این طریق توانست افکار عمومی جهان عرب و اسلام را معطوف به مقوله جدیدی نماید همان چیزی که مقامات رژیم صهیونیستی بارها نسبت به شکلگیری آن هشدار دادند.
تنها شکست نظامی رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان این رژیم را غافلگیر نکرد، بلکه قدرت فائقه حزب الله در مقابله با ماشین جنگی صهیونیست ها هرگز به خیال هیچ کدام از رهبران آنها خطور نکرده بود، مسالهای که برخی از این رهبران صهیونیست آن را دور جدیدی از نبرد دانستند که "اسلامی شدن جنگ" از نشانههای بارز آن است و دولتمردان یهود هم آن را تهدیدی جدی برای موجودیت "اسرائیل" قلمداد کردند.
- ۲اسلامی نمودن مبارزه
مقاومت لبنان که بعد دینی آن به عنوان یک نقطه اساسی برای تمایز آن از سایر مبارزات به حساب میآید،موفق شده است تا این بعد را با جنبههای ملی در همآمیزد. بدین علت جنگ بر ضد نیروهای اشغالگر به عنوان یک وظیفه دینی و ملی برای آزادسازی سرزمین و نیل به حاکمیت ملی به حساب میآید. همچنین مقاومت در این جا موفق شده است تا میان نقش مردمی خود در رویارویی با اشغالگران و میان نقشی که دولت در زمینههای امنیتی، اجتماعی و توسعه دارد، تفاوت قائل شود. تاکنون مقاومت خود را به عنوان جانشینی برای دولت مطرح نکرده است.
تسیفی لیونی وزیر امور خارجه دولت عبری در دیدارش با سفرای خارجی در تل آویو آشکارا و شفاف در این خصوص اظهار نگرانی کرد. روزنامههای عبری که اظهارات لیونی در این نشست را منتشر کرده بودند، به نقل از وی نوشتند که لیونی هشدار داده بود در صورت ادامه "مظاهر اسلامی شدن منازعه" خطر بزرگی دولت "اسرائیل" را تهدید خواهد کرد. وی تاکید کرده بود که افزایش روحیه و ایمان و یقین فلسطینیان و لبنانیها از نشانههای این خطر در صورت اسلامی شدن منازعه خاورمیانه است که همزمان با آن قدرت بازدارندگی " اسرائیل" متلاشی میشود و تاثیر خود را از دست میدهد ؟ قدرتی که متکی به توازن قدرت نظامی به نفع دشمن صهیونیستی است. به علاوه، در سایه پیروزیها و دستاوردهای حزبالله، تاثیرات شگرفی بر مردم و تودههای مسلمان منطقه که سالها از شکاف شیعه و سنی رنج میبردند، به وجود آورده است. این پیروزیها بیتردید عزم جدی مبارزه را در میان آنان راسختر خواهد نمود و حتی برخلاف خواست سردمداران عرب، به رشد رادیکالیسم منتهی خواهد شد. لذا تغییر در ساختار کنونی منطقه در آیندهای نزدیک، دور از انتظار نخواهد بود.
معین ربانی از "انجمن بحرانهای بینالمللی" ( (ICGدر این مورد میگوید:
"افکار عمومی کشورهای عربی از دولتهای خویش میپرسند: اگر نیروهای لبنانی حزبالله در عرصه نبرد به دستاوردهایی بیش از آنچه شما بر روی میز مذاکره به دست آوردهاید، نائل شدهاند و در عین حال آنان از امکاناتی بسیار کمتر بهرهمند بودهاند، شما تاکنون چه میکردهاید؟"
پادشاه اردن، ملک عبدالله که نظیر سران مصر و عربستان سعودی، اقدام نظامی حزبالله را در اسارت دو سرباز اسراییلی در اتهامی نادرست، "مخاطرهجویی محاسبه نشده" خوانده و ابراز امیدواری نموده بود که اسراییل آنان را به مجازات گروگانگیری انجام شده، خواهد رساند، اینک در سایه رشد و گسترش حزبالله، پادشاهی خود را در معرض خطر میبیند
------------------------
از: عباس سعادتی
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 1146
|
سایر مطالب
|