حزب الله در موازنه جديد منطقه (2)
3- تعیین اولویتها
مقاومت لبنان در دو دهه گذشته با انجام عملیاتهای نظامیاش در جنگی همه جانبه بر ضد سربازان رژیم اشغالگر و مزدورانش، توانسته است رویکرد راهبردی خودرا براساس معادله ذیل تعیین نماید:
الف: مقابله به مثل شدید علیه دشمن به ویژه در جبهههای مرزی
ب: انعطاف و میانهروی در داخل و همکاری با نیروها، احزاب و طوائف لبنانی، بدین منظور که از مقاومت در همه سطوح حمایت شود و حوزه افکار عمومی حامی حزبالله گسترش یابد.
اگر چه مقاومت لبنان از پیچ و خمهای خطرناکی عبور کرده و به ویژه در گسترش روابط با دولت و نهادهای آن،شاهد نقاط عطفی بوده است، اما اولویتهای فوق الذکر هیچگاه تغییر نکرده است. با وجود برخی تنشها میان مقاومت و دولت لبنان، هیچ گاه این تنشها به منازعات مسلحانه داخلی یا منازعات غیر مسلحانه منجر نشده است. رابطه مقاومت با ارتش در سالهای اخیر به یک رابطه همکاری و هماهنگی تبدیل شده و این برای اولین بار است که در تاریخ مقاومت لبنان چنین چیزی اتفاق میافتد. این همکاریها موجب تسهیل برخی از فعالیتهای میدانی مقاومت اسلامی شده است به گونهای که پس از این همکاریها بسیاری از مزدوران و شبکههای امنیتی مرتبط با دشمن کشف گردیدهاند و کسانی که دستگیر شدهاند در محاکم قضایی لبنان محاکمه شدهاند.
این همکاریها میان مقاومت و دولت لبنان، خشم اسراییلیها را برانگیخته، به طوری که انتقادات شدیدی به دولت لبنان ابراز گردیده است.
اهمیت چنین رابطه گرمی با دولت و ارتش لبنان را نمیتوان جز از طریق مقایسه با تجارب مقاومت لبنان در گذشته، درک نمود. این ارتباط در مقایسه با مقاومت فلسطین که همواره میان او و دولت فلسطینی، تردید متقابل و عدم اعتماد وجود داشته، رابطهای بسیار معنادار است.
نکته مهم دیگر که لازم به یادآوری است این که اسراییل این سطح از روابط رسمی دولت لبنان با مقاومت و حجم حمایتهای مردمی که از آن برخوردار است را خوب درک میکند. در نتیجه همواره تلاش کرده تا از طریق عملیاتهای تلافیجویانه بر ضد شهروندان وغیر نظامیان بر ضد زیرساختهای اقتصادی در تمامی مناطق لبنان حتی مناطقی که با خطوط نبرد فاصله زیادی دارد، روند همکاریها را به گونهای تخریب کند که لبنانیها همه احساس کنند آنچه که مقاومت انجام میدهد چه تبعاتی برای آنها در پی دارد و به خاطر عملیاتهای مقاومت چه بهای سنگینی را باید بپردازند. با این همه هیچ یک از جنایات اسرائیلیها در لبنان نتوانسته است اولویتهای مقاومت را تغییر دهد و یا اینکه در اولویتهای مقاومت تاثیر بگذارد و به رابطه مقاومت با دولت لبنان خللی وارد سازد یا میان مقاومت و سایر نیروهای سیاسی، اجتماعی و دینی در لبنان اختلاف و تفرقه ایجاد کند. علیرغم تجاوزات، مقاومت در جنوب لبنان استمرار یافته و حتی در بسیاری از موارد عملیاتهای خود را تشدید نموده است.
نکته بسیار مهمی که نباید فراموش کرد آن است که مقاومت علیرغم جنبه دینی اسلامی و نفوذ گستردهاش در مناطق لبنان به گونهای رفتار کرده است که بتواند در پناه آن از بروز یا تعمیق شکافهای موجود درجامعه مصیبتزده لبنان که سالیان دراز درگیر جنگ داخلی بوده، جلوگیری کند.
-۴استفاده از روشهای تبلیغاتی روانی
مقاومت جنوب لبنان اولین جنبشی است که از فنآوری جدید به ویژه در زمینه تبلیغاتی بر ضد سربازان اشغالگر اسراییل استفاده نموده است. این جنبش همچنین اولین نیروی مقاومتی است که به تهیه فیلم از عملیاتهای تهاجمی اقدام کرده است. تصاویر پخش شده از این عملیاتها، تاثیر بسیار بالایی بر روحیه تمامی مردمی که در مناطق مختلف لبنان از مقاومت حمایت میکنند، داشته و در مقابل موجب شکست روحی سربازان دشمن و افکار عمومی اسراییل شده است. امروزه نقش تبلیغات و جنگ روانی در جنگها و تاثیر آن بر روحیه افراد بر کسی پوشیده نیست در این جنگ حزب الله از توان عملیات روانی خود بهره فراوانی برد به گونهای که سخنان سید حسن نصرالله نه تنها از نظر لبنانیها و عربها بلکه از نظر فرماندهان اسرائیلی ومردم آنها نیز صادقانه و جدی تلقی میشود . مردم اسرائیل که در پناهگاهها بسر میبردند اذعان میکردند تنها حرفهای مقاومت لبنان و رهبر ان را باور داشته ، و تنها بر اساس اعتماد به گفته آنان حاضرند به منازلشان برگردند .
در این میان شبکه فاکس نیوز که به نمایندگی از سوی رژیم صهیونیستی ، وظیفه مدیریت خبری جنگ با حزب الله ۰۰۰را برعهده داشت جایگاه پیشین خود در میان اسرائیلیها را ازدست داد و این افراد برای دریافت خبرهای واقعی به شبکه المنار مراجعه میکردند .رهبر مقاومت با قرار گرفتن در مقابل دوربینهای تلویزیونی و بیان اظهاراتی ضمن اثبات سلامتی خود بر پایداری و مقاومت تاکید میکرد و هشدار گونه اعلام میکرد که از این پس اخبار غیر منتظره زیاد خواهید شنید این اظهارات باعث شد تا موشه العاد یکی از کارشناسان اسرائیلی در امور لبنان رهبر مقاومت را استاد جنگ روانی و کارشناس در زمینه تشکیلات و در درجه دوم یک شخصیت نظامی بداند.
پس از این که تلویزیون المنار وابسته به مقاومت، تصاویر زندهای از عملیات تهاجمی موشکی نیروهای حزبالله را به مواضع دشمن و یا به شهرهای صهیونیستنشین شمال اسرائیل پخش کرد این اقدامات تبلیغاتی موجب بالا رفتن روحیه حامیان حزبالله و تضعیف روحیه دشمن گردید. بدین ترتیب جنبش مقاومت توانست با اتخاذ روشهای کارامد برتری خود را در نبرد ۳۳روزه تثبیت نماید به گونهای که گزارش نهایی کمیته وینوگراد برای دلایل شکست ارتش رژیم صهیونیستی دربرابر مقاومت لبنان، با مسئول معرفی کردن ۳مقام ارشد این رژیم شامل : نخست وزیر، وزیر جنگ و رئیس وقت ستاد مشترک ارتش منتشر می شود.
وینوگراد در گزارش نهایی خود ، ایهود اولمرت نخست وزیر، عمیر پرتز وزیر جنگ ودان حالوتس رئیس سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل را مسئول شکست این رژیم از مبارزان حزب الله در جنگ ۳۳روزه تابستان گذشته معرفی کرده است.
وینوگراد در گزارش نهایی خود اولمرت را مسئول اصلی شکست جنگ معرفی و در مورد عملکرد وی اینگونه نتیجهگیری کرده است: اولمرت در جنگ لبنان نقش یک رهبر منفعل زیر نفوذ ارتش را ایفا کرد و مسئولیت اداره جنگ را به ارتش واگذار کرد در حالی که طبق قانون مسئولیت اداره جنگ برعهده شخص نخست وزیر بود.
کمیته مزبور عملکرد پرتز را اینگونه جمع بندی کرده است: پرتز اصلا لیاقت تصدی پست وزارت جنگ را نداشت و به علت بیبهره بودن از دانش کافی در زمینه امنیتی قادر به انجام وظیفه در قبال جنگ نبود.
نظر کمیته درباره حالوتس نیز بر این مبناست : حالوتس حملات موشکی حزب الله به شهرهای شمالی اسراییل را جدی نگرفت و در هیچ برههای از جنگ یک برنامه مشخص برای مقابله با این حملات ارائه نکرد. کمیته وینوگراد، کمیته تحقیق و بررسی برای مشخص کردن دلایل شکست اسرائیل در جنگ ۳۳روزه لبنان است. این گروه تحقیق از طرف دولت سرزمینهای اشغالی اداره میشود.
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 1356
|
سایر مطالب
|