چگونه حزبالله در کمتر از يک ماه پيروز شد؟
پایگاه اطلاع رسانی رژیم صهیو نیستی هاآرتص دلایل شکست رژیم صهیو نیستی در جنگ 33 روزه را تحلیل کرده و طی مقالهای به این موضوع پرداخته است . " چگونه حزبالله در کمتر از یک ماه پیروز شد؟ اشتباه ما در کجا بود؟" سه تن از مقامات ارشد (رژیم صهیونیستی) اخطار داده بودند که: حملات شدید «رژیم صهیونیستی» عواقب بدی در پی خواهد داشت.
مدتی پیش گزارش کمیته وینوگراد در مورد جنگ لبنان منتشر شد، اما کمیته وینو گراد در جنگ دوم علیه لبنان پاسخهای بسیار پیش پاافتاده ای به این پرسش های مهمی که ذهن اکثر «اسرائیلیها» را از تابستان گذشته درگیر خود کرده، داده است : اشتباه در کجا بود؟
چه چیزی باعث شد که ارتش «رژیم صهیونیستی» در مواجهه با حملات کاتیوشای حزبالله چنان شکست سختی بخورد، در حالیکه همین ارتش درست دو یا سه سال پیش توانایی غیرقابل باوری در ایجاد «رعب و وحشت» برای اکثر فلسطینیان جان بر کف از خود نشان میداد. حز ب الله لبنان چگونه موفق شد، در کمتر از یک ماه، هر روز به طور متوسط بیش از 100 گلوله کاتیوشا به شمال فلسطین اشغالی شلیک کند، در حالیکه ارتش ما حتی قادر به متوقف کردن آن هم نبود.
از آنجاییکه گزارش وینوگراد از دلایل این شکست برای مردم اسراییل سخنی روشن و به دور از ابهام نگفته است بنابراین پاسخ صحیح را می توان بر اساس انبوهی از مطالبی که در مورد وقایع جنگ منتشر شده، تحلیل نماییم .این مطالب از بازجوییهای نظامی، جلسات چند دقیقهای رسیدگی به شکایات، اقرارنامهها و مصاحبه با وزراء و مقامات بلند پایه کشورمان( رژیم صهیونیستی ) که بر خلاف همیشه تقریباً به طور کامل در اختیار روزنامه نگاران و محققان قرار گرفته، می توان استخراج کرد .
نمیدانیم اگر قرار باشد هزینههای مالی جنگ دیگری توسط مردم اسرائیل «رژیم صهیونیستی» تأمین شود، چنین اطلاعات جامعی واقعا در دسترس همگان قرار خواهد گرفت البته بعید به نظر می رسد . این اطلاعات در مباحثات عمومی با سرعت چشمگیری منتشر شد.
سرلشگر موشه کاتسا، قائم مقام رییس ستاد، اعتقاد دارد که اگر رسانههای اسرائیل«رژیم صهیونیستی» این جنگ را مانند جنگ شش روزه با همان جزییات و همان تردید، پوشش میدادند، میتوانستیم پیروزی سال 1967 را تجدید کنیم..
در فرآیند جمعآوری اطلاعات برای کتابی در مورد جنگ دوم علیه لبنان، که چند ماه دیگر منتشر خواهد شد، ما با برخی از شخصیتهای محوری دخیل در جنگ گفتگو کردیم. آنها همگی احساس خشم و ناراحتی در مورد نحوه جنگ و پیامدهای آن داشتند.
یکی از فرماندهان تیپ شرکت کننده در جنگ اظهار میدارد: این جنگ فقط یک ناکامی وسرخوردگی بزرگ است. هیچ کلمه دیگری برای تشریح آن مناسب نیست. ما قادر به شکست حزبالله بودیم، اما اینطور نشد. تنها در یکی از آخرین مراحل بود که فهمیدیم که مشکل اصلی که باید به آن توجه میکردیم، کمبود تدارکات ، پشتیبانی به موقع و فرماندهی کارامد بود.
هاآرتص ادامه می دهد ،سفر به درون شخصیت های اسراییلی نمایش تابستان گذشته تا حدی شبیه ملاقات با آسیب دیدگان یک تصادف سهمیگین جادهای است. از نظر این مجروحین، مشکل فقط مرهم گذاشتن زخمهای در حال خونریزیشان است باید برای نبردهای شکست خورده، جراحتهای خونین، مشاغل حساس و مهم دولتی که به خاطر جنگ به پایان زود هنگام خود میرسند، فکری کرد. در زمان جنگ، و مخصوصاً پس از آن، سیاستمداران، ژنرالهای نیروهای ذخیره و مفسرین نظامی و سیاسی (رژیم صهیو نیستی) تلاش کردند تا برداشتهای بسیار متفاوتی از دلایل شکست ارایه دهند که از بین آنها میتوان به این موارد اشاره کرد:
- توقف تمرینات منسجم آموزشی، نادیده گرفتن سیستم تدارکاتی، بینظمی انبارهای اضطراری، از دست رفت روحیه مبارزه در بین سربازان ، فرار از لبنان در سال 2000، تصرف بی جهت مناطق فلسطینی، رفتار و عملکرد غیرحرفهای توسط نیروهای نظامی «رژیم صهیونیستی»، از دست دادن کنترل امور توسط فرماندهان لشگری ، فرماندهان تیپ ،غرق تماشای صفحات بزرگ تلویزیونهای پیشرفته پلاسمای خود ، از فرماندهی صحیح و کارامد غافل بودند. تمامی این موارد و دیگر موارد از این دست دلایل اصلی این شکست است ، با این وجود نقش برخی از موارد ذکر شده بیش از اهمیت واقعیشان به نظر میرسید – اما مشخص است که اگر بخواهیم یک دلیل عمده و دقیق برای این شکست ارایه دهیم، "فرآیند تصمیمگیری در زمان جنگ است"، نظامیان ما (رژیم صهیونیستی) حتی با وجود ناپختگی که در عملیاتهای تابستان گذشته از خود بروز دادند، در صورت دریافت فرمانهای صحیح قادر به پیروزی در جنگ بودند. اما رفتار آنهایی که سکان هدایت این سفینه را در دست داشتند، و خصوصاً مثلث سه نفره که در رأس آنها ، نخست وزیر اولمرت (رژیم صهیو نیستی (شکست را برای ما به ارمغان آورد.
از نحوه شروع به جنگ گرفته تا پایان آن، حرکت ناامیدانه به سمت دریاچه لیتانی در 20 ساعت پایانی درگیری، رهبری سیاسی – دفاعی و یک رشته تصمیمات اشتباه اتخاذ کردند. واکنشها بر اساس غرایز صورت گرفته و روشهای عملیاتی به صورت ظاهری تجزیه و تحلیل میشدند. در اکثر موارد خودبینی دیدگاه غالب فرماندهان بود. در نمونه آشکار این ادعا نشست حساسی است که با حضور وزیر دفاع (جنگ)عمیر پرتس چند ساعت پس از دستگیری دو سرباز صورت گرفت ، همچنین گزارش راجع به خطمشی فرمانده بخش پشتیبانی و ستاد کل طی مراحل کلیدی جنگ، نمونه ای از این عدم هماهنگی ها و فرماندهی صحیح است .
در تفسیر مربوط به دستگیری دو سرباز ، در مورخ 12 ژولای، دو نشست مهم وحائز اهمیت صورت گرفت. نشست اعضای کابینه که طی این جلسه حمله هوایی به اهد اف حز ب الله مورد تاکید قرار گرفت ، که در بعد از ظهر آن روز ،یک حمله هوایی شدید به سمت اهداف حزبالله انجام گرفت و دیگری گردهمایی وزیران (گروه هفت نفره) که در پی آن انجام شد و در جریان آن در مورد اهداف و خصوصاً آرایش موشکهای میان برد، مفصلاً بحث شد. اما در همان روز، نشستی مهم دیگری انجام شد که تا حد زیادی تعیین کننده روند وقایع جنگ 33روزه بود. این جلسه اضطراری در دفتر وزیر دفاع (جنگ) بود که حدود ساعت 2:30 بعد از ظهر آغاز شد.
در این جلسه، عمیرپرتس از ایده حملات دوربرد حمایت کرد. اشتباه مهمی که وی انجام داد این بودکه توصیه مقامات ارشد به رهبری رییس موساد میرداگان مبنی بر توقف کارها و آمادهسازی پشت جبهه پیش از شروع حمله را نادیده گرفت.
وزیر جنگ، که کمتر از دو ماه از آغاز دوران خدمتش میگذشت، اولین مردی بود که حوالی ساعت 10 صبح یعنی تقریباً یک ساعت پس از آغاز ماجرا، از دستگیری سربازان مطلع شد. جانشین نظامی وی، سرتیپ ایتان دانگوت، وارد اتاق محل اقامت اعضای ارشد وزارت دفاع (جنگ) شد. این نشست بروی دستگیری اخیری متمرکز شده بود که در جریان آن در 25 ژوئن در نوار غزه کورپورال گیلاد شالیپ به اسارت گرفته شده بود و این جلسه به دلیل آن برگزار شده بود. سپس دانگوت یادداشتی حاوی گزارشی در مورد حادثه خط 15 در نوار مرزی شمالی به عمیر پرتس تسلیم کرد. این نشست به دلیل خروج رییس ستاد دان حالتوس و تعدادی از دیگر افسران به منظور پیگیری وقایع شمال کشور از مرکز فرماندهی ستاد کل نیمه تمام باقی ماند.
افسران ارشد نظامی «رژیم صهیونیستی» به منظور جمعبندی توصیههای خود در ساعت 1 بعد از ظهر مجدداً ملاقات کردند. رییس شاخه عملیاتها در ستاد کل، سرلشگر گادی ایسن کات، توصیههایی در مورد اساس طرح حاضر به نام «شکستن یخ» ارایه داد. نظامیان «رژیم صهیونیستی» با یک حمله هوایی متمرکز و شدید به همراه یک رشته حملات به سمت اهداف حزبالله طی چندین روز، به آنها وارد نبردشدند. در همان حال، ایشن کات پیشنهاد داد که از جولای، فراخوان نیروهای ذخیره اعلام شود. حالتوس به حمله هوایی را تاکید کرده و اعلام کرد که در آن مرحله هیچ نیازی به فراخوان نیروهای ذخیره نیست و همچنان براهمیت حمله به اهداف زیرساختی متعلق به دولت لبنان (نیروگاههای برق و تأسیسات سوخت و آب) تأکید کرد.
در پایان این مباحثات، تعدادی مقامات ارشد به دفتر کارعمیر پرتس دعوت شدند این افراد شامل حالتوس، کاپیلینسکی، ایسن کوت، ژنرال فرمانده نیروی هوایی الیزر اشکوی، رییس فرماندهی جبهه داخلی ییتزاک (جوی) گرشون، رییس سازمان اطلاعات ارتش (MI) آموس یادلین، رییس موساد داگان، رییس سرویس امنیتی شین بت، یووال دیسکین، و مدیر امور سیاسی – نظامی و سیاستگذاری در وزارت دفاع (جنگ) سرگرد ذخیره آموس گیلاد بود.
حالوتس چیزی به نام «منو»، که مجموعه از اهداف حملاتی بود، ارایه داد. علاوه بر زیرساختها و اهداف حزبالله، پیشنهادی هم مبنی بر حمله به موشکهای میانبرد (موشکهای متعلق به حزبالله) بود که حالوتس اعتقاد داشت مهمتر است در مرحله بعدی به عنوان یک گزینه مد نظر قرار گیرد. با این وجود عمیر پرتس رأی به حمله سریع و آنی به موشکهای میان برد حزب الله داد. یکی از شرکت کنندگان در این نشست میگوید: «وی ناگهان حرف ما را قطع کرد و گفت:« یک دقیقه صبر کنید من متوجه نمیشوم، چرا الان اینکار را نکنیم؟ چرا منتظر بمانیم
حز ب الله حملات کاتیوشای خود را علیه ما ادامه دهد؟»
یکی دیگر از شرکت کنندگان اظهار میدارد که وزیر جنگ ، بحث در این مورد را با این جمله به پایان رساند:
«دوستان، یک حریق با انفجار خاموش میشود». مقامات ارشد تشخیص وزیر را منطقی ارزیابی کردند همان شب، پس از تأیید کابینه و گروه پنج نفره، نیروی هوایی به محل استقرار موشکهای حز ب الله حمله برد. این عملیات موفق آمیزترین حمله نظامی اسرائیل در جنگ تلقی میشود، اما باعث شد تا حزبالله با آتش کاتیوشا واکنش نشان دهد که این امر باعث وخامت بیشتر اوضاع در سرتاسر نوار مرزی شد.
در بین صحبتهایی که در اتاق جنگ مبادله شد، گفتههایی سه تن از مقامات ارشد – دیسکین، داگان و گیلاد – آینده نگر تر از بقیه بود. هر سه در مورد پیامدهای واکنش شدید اسرائیل «رژیم صهیونیستی» در حمله به لبنان اخطار دادند. آنها اعتقاد داشتند بهایی که باید در قبال این امر بپردازند ، تحمل حملات شدید موشکی حز ب الله در پشت جبهه است.
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 1687
|
سایر مطالب
|