ناوهاى جنگى و رفتار دوگانه بينالمللى
شرایط امروز کشورهاى عرب غیر قابل تحمل است. اختلافات قدیمى اعراب تمام نمىشود. حتی اگر این اختلافات در کوتاهمدت در رسانهها فروکش کند، دیرى نمىپاید که بار دیگر سر باز نماید. همین اختلافات کهنه سبب شد که خون فلسطینیها در غزه به آسانی ریخته شود، زندگى و وحدت در عراق خدشهدار شده و بحران ریاست جمهوری لبنان حاد شود. فتنه مذهبى و تنشهاى داخلى در لبنان بار دیگر شیوع یافته و بر سر مشارکت سران عرب در کنفرانس دمشق نیز اختلاف افتاده است. همین امر منجر شده تا نخستین سقف از طبقات مورد اشاره «عمرو موسی» در لبنان به همراه ضربات اشغالگران با خطر فروپاشی مواجه شود. این مشکلات کافى نبود تا ناو جنگى آمریکا نیز به نزدیک سواحل لبنان ارسال و آزادى عمل اسراییل در نسلکشى فلسطینیها بیشتر شد.
ایالات متحده اعلام کرده است که ارسال ناو جنگی خود به سواحل لبنان به منظور حمایت از «ثبات در لبنان و منطقه» صورت گرفته است. هیچیک از سران عرب شهامت گفتن این موضوع به آمریکا را ندارد که اعزام ناو جنگی تنها منجر به تهدید و تزلزل امنیت و تمامیت ارضى لبنان و منطقه خواهد شد.
در مقابل دولت لبنان اعلام کرد که این کشور از ایالات متحده آمریکا درخواستى مبنى بر تلاش براى استقرار ثبات و امنیت در داخل لبنان نداشته است. آیا نباید این سوال مطرح شود که ناوگان جنگى کشورى دیگر در نزدیکى سواحل کشور دیگر چه مىکند؟ دولت لبنان به ظاهر خود را در پاسخ به این سوال صاحب رای نمیداند، همچنان که دیگر کشورهاى بزرگتر نیز در این موضوع خود را صاحبنظر نمیدانند.
جامعه جهانى نیز در کنار سکوت کشورهاى عرب واکنشى به ارسال ناو جنگی ایالات متحده به نزدیک سواحل لبنان نشان نداده است. حتى سازمان ملل، شوراى امنیت و کشورهاى عضو یونیفل در جنوب لبنان که نگاهبان قطعنامه 1701 این سازمان هستند نیز واکنشى صورت ندادند. کشورهاى عضو جامعه بینالملل نیز اعتراضى به اقدامات خطرناک ایالات متحده که معاهدات و قوانین بینالمللى را مخدوش و احتمال به نابودى کشیدن ترک مخاصمه در لبنان را دارد نکردهاند.
اگر روسیه نیز تصمیم به اعزام ناوگان هواپیمابر خود براى حمایت از ثبات لبنان به سواحل آن کشور گیرد، در آن صورت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ بطور حتم واکنش جهانى، عربی و منطقهای به این اقدام بسیار متفاوت میبود و واکنشهای شدیدتری بر مبناى معاهدات بینالمللى شکل میگرفت. اقدام روسیه همچنین بلافاصله، تجاوز به قوانین بینالمللى و تهدیدى علیه امنیت جهانى شناخته میشد. همچنین بعنوان مداخله در مسایل داخلى لبنان بمنظور حمایت از اپوزیسیون و منافع استراتژیک سوریه در لبنان قلمداد مىشد. حتى میتوانست تهدیدى علیه نیروهاى یونیفل در جنوب لبنان بشمار آید. ایالات متحده، اتحادیه اروپا، پیمان ناتو و دبیرکل سازمان ملل نیز بلافاصله از روسیه مىخواستند تا عقبنشینى کند. دولتهاى عرب نیز وظیفه ملى و میهنى خود مىدانستند تا بمنظور مقابله با تهدید روسیه خواستار سرازیر شدن ناوگان دریایى ایالات متحده به منطقه شوند.
بدون تردید دولت لبنان در آن شرایط نیز اعلام میکرد خواستار ارسال این ناوگان نشده و اقدام روسیه تجاوزى آشکار به استقلال و آزادى لبنان است. این موضوع البته تنها یک فرضیه است، فرضیهاى که نتایج آن کاملا قابل پیشبینى است و کسى این نتیجهگیرى را منکر نخواهد شد. این فرضیه البته به این خاطر نیست که روسیه براى ایالات متحده و همپیمانان اروپایى آن کشور و یا اتحادیه عرب موجب دردسر است بلکه در این معادله مىتوان نام هر کشور دیگری جز آمریکا و اسراییل را قرار داد. حتى اگر آن کشور، کشوری میانهرو باشد که تاکنون کشور دیگری را تهدید نکرده است.
آیا این اجازه داده مىشود که مصر کشتى نظامى خود را براى حمایت از امنیت لبنان به سواحل آن کشور اعزام کند؟ مگر جز این است که اگر مصر دست به چنین اقدامى میزد، آمریکا و اسراییل دنیا را ویران میکردند که مصر دست به چنین اقدامى زده است. اتحادیه اروپا و سازمان ملل نیز دست بکار مىشدند تا با قطعنامههاى رنگارنگ از قاهره بخواهند نیروى دریایى خود را عقب رانده و قوانین بینالملل را محترم بشمارد.
ایالات متحده خود را مافوق قانون میداند. چون قانون آن کشور بالاتر از همه معاهدات و قوانین بینالمللى است. از آن زمان که آمریکا سعى کرد مقررات خود را در تمام جهان به کرسى بنشاند ما از این موضوع با خبر شدهایم. از همان زمانى که علیه هر کشورى که اراده کرد، جنگى به راه انداخت و به هیچ اعتراضى اهمیت نداد. شهروندان خود را از حضور در دادگاههاى بین المللى معاف دانست وبه خود اجازه دخالت در امور داخلى کشورهاى دیگر را داد بدون آنکه به تمامیت ارضى آن کشورها احترام بگذارد. ایالات متحده از مدتها پیش چنین کرده است.
آمریکا از زمان تاسیس سازمان ملل و پایان جنگ جهانى دوم تبدیل به مقدسترین رکن سیاست جهانى و معاهدات بینالمللى شده است. ولى سوال اینجا است که تا کى باید در مقابل تجاوزات ایالات متحده به قوانین بینالمللى و معاهدات انسانى سکوت کرد؟
توانایى اتحادیه عرب در اعتراض به این مسایل بسیار محدود است و چنگ انداختن این اتحادیه به قوانین بینالمللى که در سایه استقلال و آزادى با ناوها، پایگاهها و دستورالعملهاى خارجى تفسیر شده قادر به مقابله با استراتژى آمریکا در منطقه نیست. با این وجود تفاوت زیادى بین تمکین در امرى که گریزی از آن نیست با پذیرفتن توام با اعتراض بینالمللی وجود دارد.
-------------
عبدالإله بلقزیز ـ الخلیج امارات
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 939
|
سایر مطالب
|