وضعيت امنيتي اسراييل
روزنامههایى که روز پس از صدور گزارش امنیتى دستگاههاى امنیتى اسراییل منتشر شدند بنحو مشابهى وضعیت دولت اسراییل را ترسیم کردند.
برخى وزراى کابینه اسراییل اعلام کردند که شب آنروز نتوانستند بخوابند. برخى دیگر نیز گفته بودند در سراسر زندگى خود تصویرى چنین تیره از وضعیت اسراییل ندیده بودند. چر این میان تنها یک وزیر گفته بود که اسراییل از مرز غربى (دریا) احساس خطر نمىکند.
ارزیابى امنیتى سازمانهای اطلاعاتی اسراییل نشان میدهد که سراسر مرزهاى خاکى سرزمینهای اشغالی توسط گروههایى احاطه شده که با توانایى موشکى خود قادر به هدف قرار دادن سراسر سرزمینهای اشغالی هستند. گروههایی که کینه شدیدى نسبت به اسراییل داشته و بدنبال افزایش مستمر توانایى نظامى خود نیز هستند.
حملات زمینى کلاسیک با برتری همیشگی اسراییل دیگر کارساز نبوده و یگان زرهپوش و پیادهنظام اسراییل نیز در این مدت نتوانست کارى از پیش ببرد. علاوه بر آن نیروى هوایى این رژیم نیز تاثیر تعیین کنندهاى در جنگهاى اخیر نداشت.
ارزیابى دستگاههاى امنیتى اسراییل دشمنان آن رژیم را شامل ایران، سوریه، حزبالله و حماس معرفى کرده که همگی داراى ویژگی مشترک «تشیع سیاسى» مىباشند. براساس این ارزیابى، پس از سقوط غزه توسط حماس و پس از سیطره این گروه بر «نوار غزه»، لبنان نیز چنین سرنوشتى خواهد داشت و حزبالله در سایه وجود حکومت کنونى سوریه بر لبنان مسلط خواهد شد و بدین ترتیب محاصره موشکى اسراییل تکمیل خواهد شد.
روزنامه اسراییلى «معاریو» نوشت:«چنین وضعیتى منجر خواهد شد تا اسراییل در یک یا دو سال آینده توسط کمربند مسلح و آموزش دیدهای که داراى موشک است و از حمایت مرزى سوریه و لبنان، همچنین پشتوانه هستهاى ایران برخوردار است محاصره شود.»
در صورتیکه دستگاههاى امنیتى اسراییل در ارزیابى خود صادق بوده باشند، دولت اسراییل و طبقه سیاسى حاکم بر آن به این نتیجه برسند که تنها دو گزینه پیشرو دارند. نخستین گزینه، جنگ گسترده و فراگیرى است که شامل کشورهایى خواهد شد که تهدیدى براى اسراییل باشند و بنابراین، غزه، لبنان، سوریه و سرزمین ایران را در برمىگیرد.
گزینه دیگر، بررسى راههاى پرهیز از چنین جنگى است که نتایج آن به هیچوجه تضمین شده نبوده و بنظر مىرسد این امر راهکار صلح فراگیر منطقهاى است. بدین ترتیب دو راهکار پیش روی اسراییل قرار دارد. جنگ یا صلح فراگیر که البته مقدمات هردوى آنها بطور کامل فراهم است.
اکنون روى میز حکومت اسراییل از یکسو، طرح صلح عربى با پشتوانه اجماع عربى وجود دارد که برسمیت شناختن اسراییل و بهبود روابط با آن را در خود دارد که براى اجراى آن، اسراییل باید سرزمینهاى اشغال شده 1967 را رها و اجازه تشکیل کشور فلسطینى مستقل را در سرزمینهاى مملو از شهرکهاى صهیونیستى بدهد.
حمایت بینالمللى از به سرانجام رسیدن چنین صلحى در بالاترین سطح خود در شرایط کنونى است و مذاکرات اسراییل و فلسطین نیز مىتواند در صورت وجود عزم سیاسى جدى موانع را پشت سر گذارد.
مقامات اسراییل ادعاى انتخاب گزینه دوم را مطرح و درست در جهت عکس آن عمل مىکنند. آنها شروط سیاسى ناممکنى را در مذاکرات بر فلسطینىها تحمیل مىکنند و با موضوعات امنیتى با تمام توان و به شکل افراطى برخورد مىکنند.
اسراییل در مذاکره با سوریه نیز بسیار تردیدآمیز عمل کرده و سعى دارد مالکیت بر «جولان» را ابدى بداند. همچنین سعى دارد سیطره خود بر سرزمینهاى لبنانى به اشغال درآورده را با اصرار حفظ کند. پرونده اسرا نیز همچنان حل نشده باقى مانده که این امر در تضاد با قطعنامهها و معاهدات بینالمللى که آخرین آن قطعنامه 1702 است مىباشد.
بدین ترتیب پایبندى اسراییل به صلح با فعالیتهاى عملى آن در تعارض و حتى اقدامى علیه صلح و سازش در منطقه است.
مهمترین نتیجهگیری از ارزیابى گزارش دستگاههاى امنیتى اسراییل اوضاع بحرانى صلح در منطقه است. این سوال وجود دارد که آیا نتیجه حمله خونین اسراییل به نوار غزه پیام کشورهاى عرب به کنار گذاشتن طرح صلح عربى نبود؟
---------------------
عبدالله اسکندر ـ الحیات
ثبت کننده خبر: F.s
تعداد دفعات
مشاهده شده: 783
|
سایر مطالب
|